حسن الأمين ( مترجم : مهدى زنديه )
163
الإسماعيليون والمغول ونصير الدين الطوسي ( اسماعيليون و مغول و خواجه نصير الدين طوسى ) ( فارسى )
تقليد حركات ملتها و اقوام مختلف و همچنين تقليد پوشش ، زبان و عادات و اعمالشان ، به صورت ملائكهء نور در مىآورند . آنها گرگهايى هستند در لباس ميش . بر شما لازم است كه به محض اينكه آنها را شناختى ، مزه مرگ را به آنها بچشانى . اينها مطالبى است كه در مورد آنها اشتهار دارد و يا در كتابهاى معتبر آمده است . در حال حاضر براى من ممكن نيست كه اطلاعات بيشترى در اين مورد تقديم كنم و اسرار بيشترى را فاش نمايم » . « 1 » عمليات نزاريان در مورد دشمنان غير صليبيشان بيشتر در غير شامات و در سرزمينهايى بود كه از قلاع خود در الموت و غير آن بيرون مىآمدند و اجرا مىكردند . شرح يكى از اين عمليات چنين است : فخر الدين رازى در جلسات درس فقهش كه در رى برگزار مىشد ، به كرات احساسات نزاريان را جريحهدار مىكرد . اين موضوع به گوش رهبر الموت مىرسد و تصميم مىگيرد جلوى اين كار را بگيرد . به اين منظور يكى از فدائيان را مىفرستد بهعنوان طلبه در دروس فقه او حاضر شود . وى مدت هفت ماه بهعنوان طلبه مانند هر طلبهء فعال و باهوش و آگاهى در دروس او حاضر شد . روزى به بهانهء داشتن اشكال در مسألهء فقهى پيچيدهاى ، از استادش خواست با او در حجرهاش خلوت كند . استاد اين خواسته را اجابت كرد . شاگرد وارد حجرهء استاد شد ، خنجرش را درآورد و استادش را تهديد به قتل كرد . استاد از جا پريد به فدايى گفت : اى مرد ! مىخواهى چهكار بكنى ؟ فدايى گفت : مىخواهم شكمت را از سينه تا ناف بشكافم ، زيرا تو بر روى منبر به ما دشنام
--> ( 1 ) - برنارد لويس ، حشاشون . اين كتاب توسط محمد عزب به عربى ترجمه شده است .